ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 15
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
فصيح پارسى تا حد امكان ازين تطابق اجتناب ميكردهاند . بدبختانه امروز تركيباتى چون « پروندهء مربوطه » و « دوسيهء مفتوحه » و « دانشكدهء مرجوعه » و « كتابخانهء مباركه » زياد به چشم مىخورد كه حاكى ازين تطابق بىجا و خارج از رعايت قواعد ادبى است و معلوم نيست كه اين تطابق از چيست . - مثل آنكه سجع كلام بين « هاء » آخر موصوف و « تاء » تانيث آخر صفت در اين گونه استعمالها بىتأثير نميباشد . 3 - عيب بزرگ و نقص اساسى « جهانگشا » كه گاهگاه نيز موجب تعقيد كلام مىشود آوردن « ماضى نقلى و بعيد » است بدون متمم . توضيح آنكه اسم مفعولهاى افعال پارسى اگر با متممى آيند كه از فعل « بودن » ساخته مىشود ، در اين صورت چنان كه اين متمم زمان حال فعل « بودن » باشد پيوند آن با اسم مفعول « ماضى نقلى » مىشود و اگر زمان ماضى فعل « بودن » باشد ضم آن با اسم مفعول « ماضى بعيد » ميگردد . - غالبا براى فرار از تكرار در كلام ، با بودن قرينهاى اين متمم را حذف ميكنند كه شرط عمدهء آن مختل نشدن معنى است . حال اگر حذف در كلام بوجهى اتفاق افتد كه خواننده گيج شود و در ابهام قرار گيرد ، ديگر آن حذف نه تنها حسن نيست بلكه از معايب و مقابح كلام نيز بشمار مىآيد . - مع التأسف در جهانگشا باينگونه حذفهاى بىقرينه بسيار برميخوريم كه در پارهاى از اوقات خواننده نميداند قصد نويسنده « ماضى نقلى » بوده است يا بعيد ، و مشكل او دو تا مىشود وقتى كه فاعلهاى اين افعال عوض شوند . در اين موارد است كه تعقيد به صورت كامل خود در كلام پديد ميآيد . 4 - از دورهء صفويان تا بامروز رسم غير صحيحى بين منشيان و نويسندگان ادارى متداول و معمول است كه حذف فعل ميكنند بدون آنكه متوجه باشند افعال از اركان كلامند و حذف موجب سستى و بىپايگى سخن مىشود . - در آثار منشيان دورهء قاجار ما باينگونه حذفها زياد برميخوريم كه نويسنده بىمناسبت دست بحذف فعل زده است بدون اينكه توجه به بيپايگى سخن خود كند و كثرت اين حذفها گاه اين گمان را در انسان ايجاد مىكند كه « حذف را شايد محملى در دستور زبانست . »